تازه مادرها توضیح می‌دهند که درد زایمان واقعا چگونه است

تازه مادرها توضیح می‌دهند که درد زایمان واقعا چگونه است

اگر می‌خواهید بدانید که درد زایمان واقعا چگونه است، به توصیف‌های این تازه مادرها گوش دهید که چه چیزهایی در مورد تولد نوزاد برای گفتن دارند.

وقتی از تازه مادرها می‌خواهیم که در مورد حس درد زایمان توضیح دهند، تقریبا ۵۰۰ جواب می‌گیریم. در مورد توصیف درد زایمان، پاسخ‌ها به بسیاری از موارد مشابه اشاره دارند –اینکه تجربه‌ی واقعی چقدر با انتظار شما متفاوت بود، فشار حین زایمان شبیه به چه بود، و اینکه آیا بیهوشی اپیدورال را پیشنهاد می‌کنید یا خیر. ما تمام پاسخ‌ها را بررسی کرده و بعضی از پرتکرارترین آن‌ها را برایتان گلچین کردیم.

درد زایمان چه حسی دارد؟

به عنوان کسی که برای اولین بار مادر می‌شود، برایم مشکل بود که تشخیص دهم دردهایم، درد زایمان است یا فقط از انقباضات برکستون هیکس می‌باشد. علائم من با هیچ کدام از این‌ها همخوانی نداشت. من کرامپ‌های زیادی زیر دلم داشتم که مثل گفته‌ی کتاب‌ها از بالا به پایین یا به سمت کمرم نبود. وقتی سرانجام برای بررسی به بیمارستان رفتم و مطمئن بودم که به خانه فرستاده می‌شوم، به من گفتند که در حال زایمان هستم.-تامارا، اس.تی لویس.

من در زمان تولد هیچ کدام از دو فرزندم، انقباضات نرمالی را تجربه نکردم. درعوض، انقباضی طولانی داشتم که شبیه به بدترین درد قاعدگی بود که تجربه کرده بودم.-ربکا، لایتون.

به من گفته بودند که درد زایمان مثل کرامپ‌های قاعدگی شدید است، اما برای من اینطور نبود. این درد من خیلی شدیدتر بود و در تمام کمرم می‌پیچید. هر بار که انقباضات می‌آمدند، انگار که استخوان‌های پایین کمرم جا باز می‌کردند. درد طوری بود که گویا عضلات داخلی آنقدر به هم می‌پیچیدند که درنهایت غیرقابل تحمل می‌شد و آخر سر فروکش می‌کرد. این درد به قدری وحشتناک بود که حتی نمی‌توانستم تصور کنم.-آنجلینا، الیکوت سیتی.

داشتن درد زایمان

برای من، درد زایمان مشابه بدترین کرامپ‌های قاعدگی یا نفخی بود که تا به حال داشته‌ام، به اضافه‌ی این که کسی مدام معده تان را فشار می‌دهد! این درد مدام تسکین می‌یافت و دوباره زیاد می‌شد تا جایی که دوره‌ی اپیدورال آمد و من را نجات داد.-ربکا، ایندیاناپلیس.

درد زایمان طوری است که انگار درونتان می‌پیچد، کشیده شده و فشرده می‌شود. اگر با آن می‌جنگیدم، درد بدتر می‌شد؛ طوری که وقتی در نهایت تسلیم آن شدم، درد برایم قابل تحمل‌تر شد. زایمان حسی داشت که انگار میان امواجی محاصره شده‌ام. گیر افتادن زیر آب وحشتناک است، می‌توانی تقلا کنی و بیشتر دستپاچه شوی یا اینکه آرام باشی تا موج خودش رهایت کند. همچنین، دردی همراه با سوزش در پشت کمرم بود که وقتی همسرم آن را فشار می‌داد بهتر می‌شد.-توماسینا، کانتون.

من تصور می‌کنم که درد زایمان همان کرامپ‌های قاعدگی است که میلیون‌ها برابر تشدید شده است. درد زایمان، مثل این است که معده می‌خواهد تمام محتویاتش را به بیرون پخش کند. امواج به شدت‌های متفاوتی در حین پروسه‌ی زایمان به وجود می‌آیند و هر چه پیش می‌رویم دردها شدیدتر و غیرقابل تحمل‌تر می‌شوند. من تقریبا مقاومت بالایی به درد دارم ولی این درد زایمان قطعا سخت‌ترین نوع آن بود که تا به حال تجربه کرده‌ام.-اماندا، ریدینگ.

بهترین توضیحی که راجع به درد زایمان می‌توانم بدهم این است که انگار کشش داخلی عمیقی وجود دارد –انگار که کسی در اعماق من وجود دارد و سعی می‌کند که تمام اندام‌های داخلی بدنم را بیرون کشیده و جدا کند.-جنیفر، الیمپیا.

درد زایمان من اینطور بود که انگار استخوان لگنم داشت از هم جدا می‌شد!-نانسی، پیکوریورا.

درد زایمان آنقدرها هم بد نیست!

هرچند که بیشتر پاسخ دهندگان ما زایمان را دردناک توصیف کردند، بعضی از خانم‌ها خوشحال بودند از اینکه این درد از تصور قبلی‌شان راحت‌تر بوده است.

زایمان من فوق العاده بود. من برای معاینه‌ی هفته‌ی ۳۶ بارداری داخل اتاق ماما رفتم. او خنده‌ای کرد و گفت که دهانه‌ی زایمان ۵ سانتی متر باز شده است و ۹۰% فرآیند پیش رفته است! به بیمارستان رفتم، بیهوشی اپیدورال شدم و چهار ساعت بعد دختر بچه‌ای داشتم و تقریبا از درد راحت شده بودم.-جیمی، کانتون.

درد زایمان آنقدری که تصور می‌کردم وحشتناک نبود. تمام فرآیند فقط ۱۶ ساعت طول کشید و مثل پرواز در ارتفاع کم بود! و زمانی که اپیدورال را دریافت کردم بسیار راحت‌تر شد.-کارمن، هندرسون ویل.

البته که زایمان درد داشت اما آنقدری که تلویزیون، دوست و فامیل می‌گفتند آزاردهنده نبود. این درد برای من مثل یکی از دردهای شدید قاعدگی بود، اما طوری نبود که غیر قابل تحمل باشد. درواقع، بدترین قسمت درد آن جا بود که انقباضات شدیدی در قسمتی که پرستار شکمم را معاینه می‌کرد، می‌پیچید!-بث، جورج تاون.

درد زایمان آنقدرها هم بد نبود. حس زمان انقباضات قاعدگی با مقداری تشدید را داشت و زمانی که بچه بیرون آمد تسکین خوبی بود. وقتی بچه را در بغلتان می‌گذارند، تمام دردی که قبلا داشته‌اید را فراموش خواهید کرد!-شانون، کورفو.

پس از پاره شدن کیسه آب

چندتا از مادرها اشاره کردند که تا زمان پاره شدن کیسه آب، درد زایمان آن‌ها شدید نبود.

بعد از پاره شدن کیسه آب، درد اصلی من شروع شد. این درد بسیار غیرقابل تحمل بود و لحظه به لحظه افزایش می‌یافت تا به اوج خود رسید و سپس فروکش کرد. اگر این درد هر یک ربع یکبار یا یک ساعت یکبار بود، توان تحمل آن را داشتم، اما حقیقت این بود که انقباضی بلافاصله پس از اتمام انقباض قبلی شروع می‌شد و به همین دلیل است که درد زایمان بسیار وحشتناک است.-والری، کلاوسون.

من تا زمانی که کیسه آبم پاره شد، هیچ دردی نداشتم. درد به قدری بد بود که وسط یکی از انقباضاتم تصور کردم که از بدنم جدا شده‌ام. سعی کردم خودم را در حال قدم زدن در ساحل تصور کنم. البته این تلاش نتیجه‌ای نداشت و بعد از آن خودم را در دوره‌ی اپیدورال دیدم.-آندرا، ترنتون.

اول خیلی بد نبود اما بعد از این که کیسه آبم پاره شد، انقباضات شدید شدند. درد زایمان حس این را داشت که انگار کسی درونم را مثل یک پارچه‌ی خیس میچلاند!-ترسا، یانگزتاون.

دریافت اپیدورال

به نظر می‌رسد تمام مادرانی که در بررسی ما اپیدورال دریافت کرده بودند، از انتخاب خود راضی و خوشحال بودند.

درد زایمان از هر چیزی که تصور می‌کردم وحشتناک‌تر بود. بعد از ۸ ساعت درد کشیدن من درخواست دریافت اپیدورال کردم و به سرعت درد تسکین یافت.-میشل، چیزپیک.

درد زایمان برای من مثل انقباضات وحشتناک قاعدگی بود. نوع تنفسی که در کلاس یاد گرفتم کمک کننده بود، اما به علت درد زیاد نمی‌توانستم خیلی تمرکز کنم. خدا را شکر به خاطر اپیدورال! از طرف کسی که وقتی به بیمارستان آمد، قصد دریافت آن را نداشت!-باربارا، فورت والتون بیچ.

قطعا درد زایمان یکی از بدترین دردهایی بود که تا به حال تجربه کرده بودم! بهترین روش برای توصیف آن این است که بگویم معده‌ام به بدترین شکل ممکن در حال انقباض بود –مثل یک اسب چارلی، اما در معده‌ام! درد واقعا بد بود اما نمی‌ترسم اگر بار دیگر بخواهم برای زایمان بروم.-کارن، سلبی تاون شیپ.

یک زایمان بدون اپیدورال

بعضی از مادران بدون دارو زایمان کرده و درد زایمان را با روش‌هایی دیگر کنترل کردند.

من سه بچه دارم که تجربه‌ام برای هر کدام متفاوت بود، همانطور که حس هر خانم با خانم دیگری متفاوت است. من در دو زایمان اول تزریق و اپیدورال داشتم اما در زایمان سوم هیچ چیزی دریافت نکردم. صادقانه بگویم ترجیح می‌دهم هیچ دارویی نباشد.-جنیفر، هتفیلد.

اولین بچه‌ام زمانی به دنیا آمد که تحت فشار دریافت اپیدورال بودم. اما واقعا نه تنها درد زایمان من را کاهش نداد بلکه احساس می‌کردم یک ویروس وحشتناک در معده‌ام وجود دارد. قسم می‌خورم که به خاطر آن احساس وحشتناک دیگر هیچ وقت بیهوشی نداشته باشم. دومین فرزندم طبیعی به دنیا آمد و به نظرم راحت‌تر با درد آن کنار آمدم. درد زیادی داشتم اما قابل تحمل بود و مشابه یک جراحت ورزشی بود. زمانی که بچه بیرون می‌آمد خیلی سخت‌تر بود. این احساس را داشتم که انگار تمام لگنم از شیشه‌ای شکننده ساخته شده، اما این حس زود گذشت و تقریبا بلافاصله پس از زایمان حس خیلی خوبی داشتم.-جسیکا، دانبی.

درد زایمان عذاب آورترین دردی بود که تا به حال احساس کرده بودم. خبر خوب این که بین انقباضات هیچ دردی وجود ندارد و انقباض‌ها فقط حدود یک دقیقه طول می‌کشیدند. من چهار فرزندم را بدون هیچ داروی ضد دردی به دنیا آوردم.- سیندی، وستال.

من بیهوشی اپیدورال یا داروی ضد درد استفاده نکردم. حین زایمان، چشمانم را بستم و بر صدای همسرم تمرکز کرده و حین انقباضات با خودم چیزهایی زمزمه می‌کردم. این قدرتمندانه ترین کاری بود که در عمرم انجام دادم. درد زایمان بر چشم بر هم زدنی می‌گذرد، نه ماه قبل از آن مرحله‌ی سخت ماجراست.-مردیث، برادنتون.

بیرون آمدن بچه

بیشتر خانم‌ها می‌گویند قسمتی که بچه بیرون آمده و نوبت به فشار آوردن به بچه رسیده بود، مرحله‌ی وحشتناک پایان یافته است. البته، بعضی نیز واقعا فشار آوردن را دوست نداشتند و نمی‌دانستند که چگونه می‌توان به‌طور موثر فشار وارد کرد.

دو ساعتی که من فشار می‌آوردم، درد زایمان شدید و وحشتناک بود. بیشتر احساس فشار واژینال داشتم که بسیار دردناک بود.-کریستیانا، آتلانتا.

زایمان قطعا سنگین‌ترین فعالیتی است که تا به حال در آن شرکت داشته‌ام. اما زمانی که بچه در حال به دنیا آمدن می‌باشد و حس اجابت مزاج داری، تقریبا درد زایمان به اتمام رسیده است. و اگر لحظه‌ی دیدن بچه‌ی کوچکت را می‌توانستی قبلا تصور کنی، تمام این‌ها خیلی راحت‌تر می‌شد!-کاری،اونالاسکا.

در مرحله‌ی بیرون آمدن بچه، فقط این را می‌دانستم که باید فشار دهم و فشاردادن حس خوبی داشت! تنها درد زایمان واقعی که احساس کردم، زمانی بود که سر پسرم بیرون آمد. سوزاننده بود!-راشل، آوون.

فشاردادن واقعا آسان بود، اصلا درد زایمان را حس نکردم.-ایلین، گلندال.

وقتی که مراحل آخر زایمانم بود، تلاش می‌کردم تا به درستی فشار بیاورم. من نمی‌دانستم که چه کار کنم تا اینکه پرستارم به من گفت طوری فشار دهم که انگار در حال دفع مدفوع هستم. اول فکر کردم که شوخی می‌کند اما وقتی این کار را انجام دادم، دخترم طی چند دقیقه شروع به بیرون آمدن کرد!-تریسی فایوز، لیک وورث.

من از توضیح دادن متنفرم اما آن لحظه مثل زمانی بود که انگار بدترین اجابت مزاج عمرم را داشتم! این تصویری از درد زایمان است که من می‌توانم به شما نشان دهم! همچنین مثل این بود که انگار چیزی پشت سر هم در کمرم منفجر می‌شد؛ درد کمر وحشتناکی داشتم. تمام حس‌های بدی که داشتم فقط در کمرم بود و نه در لگن.-آنا، آستین.

درد زایمان ارزشش را دارد

با این که بیشتر مادرها تصور می‌کردند که درد زایمان بدترین چیزی بود که تا به حال متحمل شده بودند، اما حاضر به انجام دوباره آن بودند. و این دلیل ادامه‌ی نسل بشری است!

بیرون آمدن بچه بدترین چیز بود. من تمام فشارها، انقباضات و اشک‌ها را حس می‌کردم. حس سوزش شبیه به هیچ چیز دیگری نبود. یادم می‌آید که انگار هیچ راهی نداشتم که بچه را به بیرون فشار دهم. اما زمانی که بچه کاملا بیرون آمد، از داشتن کودک دوست داشتنیم خوشحال بودم. تمام آن دردها ارزشش را داشت.-شارون، دانبری.

درد زایمان من مثل موجی بود که شروع می‌شد، می‌پیچید و فروکش می‌کرد. در زمان به اوج رسیدن، نفس کشیدن سخت بود و این حس را داشتم که انگار کل بدنم یک عضله‌ی به انقباض درآمده است، مثل اینکه دل پیچه‌ی شدید تمام وجود را فرا گرفته است. اما وقتی که همه‌ی این‌ها تمام می‌شود و کودک عزیزت را در آغوش می‌گیری، می‌فهمی که حاضری بار دیگر تمام این درد زایمان را پشت سر بگذاری.-کتی، آپلتون.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *